تبليغاتX
بسیج، مدرسه عشق


بسیج، مدرسه عشق

شهيد سيد مرتضي آويني در سال 1371 نامه اي را خطاب به مقام معظم رهبري نامه اي را نوشته و ارسال نمودند.آن چه خواهيد خواند مقدمه نامه مذكور است:

خدمات رهبر معظم انقلاب اسلامي، نائب امام عصر (ع) حضرت آيت الله خامنه اي ايدكم الله تعالي بتاييداته الخاصه.
سلام عليكم و رحمة الله و بركاته. امتثال امر فرصتي براي عرض ارادت در اين مرقومه باقي نمي گذارد لذا حقير مستقيما با استمداد از فضل بي منتهاي رب العالمين وارد در اصل مطلب مي شوم بعد از عرض اين مختصر كه:
ما با حضرتعالي به عنوان وصي امام امت (ره) و نايب امام زمان (عج) تجديد بيعت كرده ايم و تا بذل جان در راه اجراي فرامين شما ايستاده ايم، همانگونه كه پيش از اين درباره امام امت (ره) بوده ايم و بسيارند هنوز جواناني كه عشق به اسلام و شور رضوان حق آنان را در ميدان انقلاب نگاه داشته باشد، با همان شوري كه پيش از اين داشته اند.
خدا شاهد است كه اين سخن از سر كمال صدق و از عمق قلوب همان جواناني سرچشمه گرفته است كه در تمام اين هشت سال بار جنگ بر شانه هاي ستبر خويش كشيدند. ما به جهاد في سبيل الله عشق مي ورزيم. و اين امري است فراتر از يك انجام وظيفه خشك و بي روح. اين سخن يك فرد نيست، دست جماعتي عظيم است كه به سوي حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بيعت كند، بسيارند كساني كه مي دانند شمشير زدن در ركاب شما براي پيروزي حق از همان ارجي در پيشگاه خدا برخوردار است كه شمشير زدن در ركاب حضرت حجت (س) و نه تنها آماده كه مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما.

كمترين مطيع شما سيد مرتضي آويني.
قبلا یه تیکه از این نامه رو تو یکی از پستها گذاشته بودم فکر کنم...
نوشته شده در شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 23:0 توسط مسعود| |

ای تشنگان كوثر ولایت! بیایید ... من سرچشمه را یافته ام . وا اسفا! باطن قبله را رها كرده اید و بر گرد دیوارهایی سنگی می چرخید ؟ بیایید ... باطن قبله اینجاست . به خدا ، اگر نبود كه خداوند خود اینچنین خواسته ، می دیدی كعبه را كه به طواف امام آمده است و حجرالاسود را می دیدی كه با او بیعت می كند . مگر نه اینكه انسان كامل ، غایت تكامل عالم است ؟ ... ای امت آخر ! بر شما چه رفته است ؟ مگر تا كجا می توان درمحاق غفلت و كوری فرو شد كه خورشید را نشناخت ؟ معاویه مرده است و یزید بر خلافت خویش از مردم بیعت می گیرد . آیا می توان دست بیعت به یزید داد و آنگاه باز هم به جانب قبله نماز گزارد ؟ یزید كه قبله نمی شناسد ، یزید كه نماز نمی گزارد. چه رفته است شما را ای امت آخر ؟... مكه ، مدینه ، بصره ... دمشق . آیا در این دیار خاموشان زنده ای باقی نمانده است كه سحر شیطان او را از خویشتن نربوده باشد؟ آیا كسی هست كه روح خویش را به شیطان نفروخته باشد؟ وامحمدا! چرا هیچ دستی و عَلَمی ازهیچ جا به یاری حق بلند نمی شود؟ آیا همه دست ها را بریده اند؟ زبان ها را نیز؟‌پس چرا هیچ فریادی به دادخواهی برنخاسته است ؟

برادرم، حسین (ع) را کوفیان یاری نکردند...و امروز امامی دیگر از همان نسل در میدان حق علیه باطل قرار دارد...حال انتخاب با توست. یا به سبز اموی متوسل می شوی و یا "لبیک یا خامنه ای" گویان به خیل سربازان امام زمان خود می پیوندی...داد از آن اختیار که تورا از امام زمانت جدا کند...

نوشته شده در جمعه یازدهم دی 1388ساعت 23:30 توسط مسعود| |

سلام علیکم...شرمنده چند روز نبودم...جای همه خالی، تاسوعا عاشورا با یه سری از بچه های جبهه رفتیم دوکوهه...
یه برادری واسه پست قبلی کامنت داده بود که با سران فتنه برخورد کنند...منم موافقم، اما اگه بلایی سر این دو نفر بلایی بیاد تبدیل به قهرمان می شن بین منافقا...من حس می کنم این خوب نیست. نظر شما چیه؟

نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 19:37 توسط مسعود| |

هنوز نیم قرن از حجه الوداع نگذشته ، امت محمد(ص) تیغ بر اوصای او كشیده اند و با نام اسلام ، قلب اسلام را كه امام است ، می درند! اجسامشان به جانب قبله نماز می گزارند ، اما ارواحشان هنوز همان اصنامی را می پرستند كه ابراهیم شكسته بود. اجسامشان به جانب قبله نماز می گزارند، اما ارواحشان با باطن قبله كه امامت است، پیكار می كنند. جاهلیت ریشه در درون دارد و اگر آن مشرك بت پرست كه در درون آدمی است ایمان نیاورد ، چه سود كه بر زبان لااله الا الله براند؟ آنگاه جانب عدل و باطن قبله را رها می كندو خانه كعبه را عوض از صنمی سنگی می گیرد كه روزی پنج بار در برابرش خم و راست شود و سالی چند روز گرداگردش طواف كند. و ای كاش تا همین جا بسنده می كرد و قلب قبله را با تیغ نمی درید! عجبا! جهان را ببین كه چه سان وارونه می شود! افمن یمشی مكبا علی وجهه اهدی امن یمشی سویا علی صراط مستقیم ؟

عده ای نیز یار حضرت روح الله بودند و اکنون دشمنی با امام خامنه ای دارند...
الله اکبر از تکرار تاریخ...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 23:57 توسط مسعود| |

داغ های همه تاریخ را ما به یکباره دیدیم،چرا که ما امت آخرالزمانیم، و خمینی، این ماه بنی هاشم، میراث دار همه صاحبان عهد بود در شب یلدای تاریخ. در عصر ادبار عقل و فلک زدگی بشر،در زمانه غربت حق، در عصری که دیگر هیچ پیامبری مبعوث نمی شد و هیچ منذری نمی آمد خمینی میراث دار همه انبیا و اسباط ایشان بود و داغ او بر دل ما ، داغ همه اعصار ، داغی بی تسلی...

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 21:48 توسط مسعود| |

رهبر کبیر انقلاب در بخشی نامه خود به منتظری نوشته بودند: "از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید." ایشان همچنین در بخش دیگری از این نامه تاریخی خطاب به منتظری خاطرنشان کرده بودند: "از آنجا که ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد. "

با این حال بیانیه‌‌هایی که منتظری در حمایت از اغتشاشگران و میرحسین موسوی منتشر کرد باعث شد تا برخی از آنان از منتظری با عنوان "رهبر معنوی" خود یاد کنند!!!!!!!!

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 21:36 توسط مسعود| |

آیت الله حائری شیرازی: انقلاب امام خميني (ره) محصول عاشورا بود و اگر نادان‌ها پا روي عکس امام (ره) گذاشتند، اشراري با اسب روي جسد اباعبدالله رژه رفتند.
نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 21:32 توسط مسعود| |

خدایا...کمک کن تو خط سربازی امام زمان (عج) بمونیم و منحرف نیشم...کمک کن نایب نازنینش رو تنها نذاریم....کمک کن مثل بعضیها که ادعای بسیجی بودن داشتن و فتنه رو تشخیص ندادن نشیم...خدایا...خدایا....

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین و الائمه علیهم السلام...

التماس دعا

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 1:2 توسط مسعود| |

گفته اند که شرف المکان بالمکین و چه خوب گفته اند آری دوکوهه پادگانی است در نزدیکی اندیمشک که سالیان سال با شهدا زیسته است با بسیجی ها...

اگه خدا بخواد عاشورای امسال دوکوهه ایم...دل تو دلم نیست...

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 1:38 توسط مسعود| |

گوش كن كه قافله سالار چه می خواند : و لما توجه تلقاء مدین قال عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل ... آیا تو می دانی كه از چه امام آیاتی كه در شأن هجرت نخستین موسی است فرا می خواند ؟ عقل محجوب من كه راه به جایی ندارد ... ای رازداران خزاین غیب ، سكوت حجاب را بشكنید و مهر از لب فروبسته اسرار برگیرید و با ما سخن بگویید . آه از این دلسنگی كه ما را صُمُّ بُكم می خواهد ... آه از این دلسنگی !
آه یاران ! اگر در این دنیای وارونه ، رسم مردانگی این است كه سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و به روسپیان هدیه كنند ... بگذار اینچنین باشد .این دنیا و این سر ما !
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 1:38 توسط مسعود| |


Design By : Night Skin